#غزل صفحه 23 باید تو را اندازهی یک عمر بوسید، عطرِ تنت را با تمامِ عشق بویید باید صدایت را شنید و مستِ آن شد، باید که ساعتها نشست و هی تو را دید باید تو را دنیا و دین و جانِ دل خواند، باید به زانوی تو شب تا صبح خوابید باید لبانت قندِ هر صبحانه باشد این استکانِ قهوهها را با تو نوشید باید و باید با تو بود ای بهترینم، باید فدای قدِ رعنای تو گردید #محمدجواد_بوستانی از کتاب #یلداتر_از_یلدا مجموعه غزل بهار 1398
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
چشمهای مشکیِ تو کرده بر پا محشری مظهرِ پاکی و خوبی، از همه زیباتری شعر کم میآورد در وصف زیبایی تو کار تو دل بردن است و باز هم دل میبری موی زیبای تو بانو جان بلند و چون شب است صورتِ ماهت کشیده از همه عالم سری این همه شیرین زبانی بی قرارم کرده است تا که میخندی به قلبم عشق را می آوری دخترِ شیرازی و قامت بلندی این چنین، داده عشقش قلب ما را شور و حال دیگری ***
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی
دلِ من لک زده یک لحظه تو را بوسیدن از لبِ سرخِ تو شهد و هم عسلها چیدن صورتت در شبِ من ماه و به روزم خورشید ای خوشا نورِ تو بر زندگی ام تابیدن و چه صبحی بشود صبحِ کنارت بودن و به شب جای تو بر شانهی من خوابیدن چه قَدَر میچسبد شانه زدن بر مویت و چه زیباست تو را جانِ دلم نامیدن از تو دورم و دلم باز تو را میخواهد دلِ من لک زده یک لحظه تو را بوسیدن از کتاب #یلداتر_از_یلدا مجموعه غزل بهار 1398
برچسب:
نویسنده: مینا هاشمی